ارزشگذاری فیلـم Mwr.45- ارزشگذاری فیلـــم: سه بیلبورد بیرون ابینگ، میزوری (2017)

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

آرشیو مطالب

امکانات وب

سه (Three Billboards Outside Ebbing, Missouri)

نام: Three-Billboard.jpg نمایش: 46 اندازه: 213.4 کیلو بایت


اطلاعات فیلم

کارگردان: مارتین مک دونا
نویسنده:
مارتین مک دونا
موسيقي:
کارتر بورول
تدوین:
جان گرگوری
تهیه کننده:
گراهام بوردبنت


بازیگران

فرانسیس مک دورماند
وودی هالرسن
سام راکول
ابی کورنیش
جان هاوکس
پیتر دینکلیج


خلاصه داستان

داستان فیلم سه بیلبورد بیرون از ابینگ میزوری به اتفاقاتی میپردازد که پیرامون مرگ یک دختر در حوزه ابینگ میزوری رخ میدهد. واکنشها و درگیریهای میان مادر این دختر و روشهایی که او برای استیفای حقوقش مورد استفاده قرار میدهد...


يادداشت منتقدان
فرخ فرمان (FFKIA)
فکر میکنم یکی از معدود فیلمهای دلچسب چند سال اخیر بود. در این دوره و زمانه نابودی استعدادهای سینمائی خصوصا در حوزه فیلم نامه، سه بیلبورد در بیرون ابینگ میزوری بارقه ای از امید بود بر سینمای نخ نمای هالیوود. واقعا مدتهای مدیدی است که انتظار خاصی از سینمای هالییود ندارم و تک هایی مانند فیلم حاضر را تنها جرقه هایی از استعدادهای ته نشین شده در این سینما میبینم.سه بیلبرد در بیرون ابینگ، میزوری دارای سطح روایی ساده و سر راستی است، سرشار است از حس کنجکاوی میان آدمها و حس انسانیتی که گاهی از نبودش خشمگین میشویم و گاهی از فورانش مانند صحنه بیمارستان و آب پرتقال، دچار تاملات عمیق. این فیلم دارای تفکر ویژه و عمیقی در لایه های مختلف فیلم نامه است و کاملا بیننده را درگیر میکند، البته بیننده ای که خودش هم به درگیر شدن علاقمند باشد. با این که این فیلم نامه دارای لایه های شخصیتی و همچنین اتفاقات از زوایای مختلف است اما زیاد خود را درگیر جرئیات پیچیده نکرده است و همین مسئله سبب ساده شدن فیلم و راحتی برقراری ارتباط با بیننده شده است.
از حیث بازیگری میتوان فیلم را یک شاهکار تمام عیار خواند، بازیهای اصلی از هر جهت قوی و پر تاثیر هستند، بخصوص بازی های سام راکول و مک دورماند که بینظیرند، اما نباید از بازی وودی هالرسن و بازیگران نقشهای فرعی تر نیز گذشت. بازیگران فیلم خوشبختانه به حق خود در مورد کیفیت بازیشان رسیدند و از جوایز گلدن گلوپ و اسکار امصال بدون نصیب نماندند که این خود جای خوشبختی است.
از حیث تکنیک فیلم در همان حد که لازم بوده تکنیکی به نظر میرسد، نه بیشتر ونه کمتر. انتظاری بیشتری هم از این موضوع نمیرفت، با این حال فیلم دارای فرم مناسب سبک سینمائی خویش است و کاملا خوب از کار درآمده. از فیلم برداری گرفته تا تدوین و صدابرداری کاملا خوب و قابل قبول است و بی ایرادی در موارد تکنیکی کار را به سطوح بالاتری سوق داده است.
شکی نیست که سه بیلبرد در بیرون ابینگ، میزوری از جمله بهترین فیلمهای امسال، بلکه بهترین آنهاست. لذت عجیبی از دیدن فیلم به بیننده دست میدهد که البته برای بیندگانی که از سینمای پر حادثه هالیوود خسته شده اند این موضوع بسیار ناب و پر ارزش است. درگیر شدن در چالش های فکری و دیدن کنش و واکنش های افردای که گاهی کاملا خوبند و گاهی کاملا خاکستری، و در واقع بد مطلق کمتر وجود دارد. با این حال میتوان گفت که آنچه در این فیلم به وضوح بد دیده میشود جامعه ای است که دیگر بر هیچ اصولی اتکا ندارد و از هیچ قاعده ای پیروی نمیکند.
امتیاز 8 از 10 کاملا مناسب این فیلم است.

سعید مرادی (Caligula)
طنز گزنده، دیالوگ‌های پر شور، صریح و جذاب، پیچش‌های داستانی غافلگیرکننده، مونولوگ های درگیر کننده و پیچیده و ... نکات ریز و درشت دیگری که در سطح فیلم «سه بیلبورد ...» قرار گرفته‌اند، نه تنها به اندازه‌ی کافی سرگرم‌کننده و جذاب هستند، بلکه خود راهی هستند برای ورود به دنیای نامأنوس، متفاوت و ساختارشکن «مک دانا» تا بتوانیم با تضادهای اخلاقی، بن‌بست‌های فلسفی و بهت و پرسش شخصیت‌هایی آشنا شویم که به شکل عمیقی مورد بررسی و آزمون نویسنده، قرار گرفته‌اند.
مک دانا که پیشینه‌ای در هنرهای اجرایی و تئاتر دارد، توانسته همه‌ی آنچه را که پیش از این به خوبی در «هفت سایکوپت» و «در بروژ» پیاده کرده بوده، ارتقا داده و نقاط ضعف خود در برخی ویژگی‌های سینمایی مثل حفظ ضرباهنگ را جبران کند؛ تا در نهایت به فیلم‌نامه‌ای بی‌نقص و مسحورکننده برسد؛ اما همچنان این ویژگی‌های تئاتری اوست که فیلم‌نامه را به اثری مثال‌زدنی تبدیل کرده است: دیالوگ‌های فوق‌العاده، فضاسازی منحصر به فرد و شخصیت‌هایی درگیرکننده!
ساختارشکنی «مک دانا» -مثل همیشه- تنها به دیالوگ‌ها، خشونت، پیچش‌های غافلگیرکننده و پایان پرسش‌برانگیز ختم نمی‌شود، بلکه علاقه‌ی بیش‌ازحد او به پرداخت شخصیت‌های درمانده در دنیای مدرن، -شخصیت‌هایی که همگی در آستانه‌ی دوراهی‌های اخلاقی زندگی شخصی-زندگی اجتماعی وامانده‌اند - همه‌ی خط داستانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
اما با این حال، می‌تواند ادعا کرد که «مک دانا» توانسته با پایبند ماندن به برخی ویژگی‌های سینمای بدنه و قواعد ژانر، روی مرز سینمای متفکر و سینمای سرگرمی ساز حرکت کند، کاری که این روزها کمتر دیده‌شده و بسیار سخت به نظر می‌رسد.

نازنین اختری (MiSS SAYTA)
تو ماراتنِ فیلم‌های ابرقهرمانانه، با جلوه‌های ویژه‌ اغراق‌آمیز و خارج از حوصله‌ی این روزهای سینمای هالیوود، بین مسابقه‌ی کدوم فیلم می‌تونه شخصیت تخیلی و سوپر هیرویی بهتر و خشن‌تر داشته باشه، تماشای این فیلم، چنان لذت‌بخش بود که قابل بیان نیست. از لحظه‌ش شروع، متوجه می‌شوی که با فیلمی ساده و فضایی خارج از اغراق روبه‌رو هستی. سادگی به معنای داستانی کسل‌کننده و بدون فراز و نشیب نیست. بلکه داستان انقدر در بطن عادی جامعه روایت می‌شود که اصلا نیازی برای تصویرسازی نداری. بیش از هرچیزی، خلاقیت فوق‌العاده‌ی نویسنده، مبهوتت می‌کند. چیدمان شخصیت‌های داستان به موقع و درست سر جای خود، اتفاقات به موقع و بعضا غافلگیر کننده، منطق خوبی و بدی در داستان کاملا هوشمندانه بود.
داستان سرشار از شخصیت خاکستری‌ست که در عین حال جذاب هستند برای بیننده، تا جایی که برای شاید بی‌منطق‌ترین شخصیت داستان هم دل می‌سوزانی...
داستان، داستانِ جامعه‌ای است که شاید الان و شاید در چند سال آینده، به خاطره و افسانه‌ها بپیوندد، آدم‌هایی که در دنیای خشن و طماعِ این روزها وجود خارجی ندارند...
انسان‌هایی که ناخواسته مورد ظلم قرار می‌گیرند، اما در لحظه‌ای که باید تنفر تمام وجودشان را پر کند، با کمک به دیگری لبخند بر لبت می‌آوردند.
در لحظات پایانی، این جمله به ذهنت می‌رسد که کاش ما انسان‌ها انقدر بی‌رحم نشده بودیم...
با اینکه فیلم برنده‌ی اسکار رو ندیدم، اما تهِ دلم انگار یک حسی می‌گه، در کنار شایستگی کامل بازیگران برای اسکار، خود فیلم بیشترین حق رو برای این جایزه داشت و افسوس که آکادمی باز هم برای غافلگیری مخاطبان، انرژی مضاعف دارد هنوز...


سه بیلبورد خارج از میزوری، بعد از مدت‌ها، 2 ساعت در حین مشاهده و ساعت‌ها بعدش، ذهنم رو درگیر کرد و این حس خوشایندی بود.

سروش ممدوحی (ScarFace)
سه بیلبورد در میزوری .. یکی از بهترین فیلم های امسال بدون هیچ شک و تردیدی فیلم نامه ای با برنامه که نه تنها نمیخواد بیننده را با سوالات زیاد و پر پیچ و خم همراه کند بلکه با تنها سوالی که از بیننده میپرسد " چه کسی به دختر تجاوز و سپس او را به قتل رسانده است" همراه میکند و تا آخر فیلم نیز همراه خود میکشاند و به جلو میبرد .. فیلم زمانی اکران شد که بیشترین سوالات چنین در دنیای هالیوود و سینما در حال پرسش است چه کسی مورد آزار و اذیت جنسی واقع شده است سوالی که سوال اصلی فیلم نیز هست .. چرا قاتل تا به امروز پیدا نشده است رئیس ویلوبی ؟ .. فیلم از نظر فیلمنامه بهترین فیلمنامه سال نیز میباشد و به راستی در فکر و ذهن اعضای اکادمی چی میگذشت که به فیلم دیگری جز سه بیلبورد جایزه دادند؟؟ از طرف دیگر شاهد بهترین بازیها از بازیگران فیلم هستیم فرانسیس مک دورمند بعد از فارگو شاید بهترین بازی خود را به نمایش گذاشته است گزاف نگفته باشیم یک بازی شستو رفته از فرانسیس که همه راه به همراه خود میبرد از طرف دیگر بازی دوبازیگر مرد فیلم وودی هارلسون و سم راکول که واقعا یکی از بهترین بازی های خود را در فیلم به نمایش گذاشته اند و به حق هردو نامزد اسکار بودند و شاید راکول کمی حتی بهتر ضاهر شده بود بازی عالی که ازفردی عصبانی به فردی آرام تبدیل شد ..
فیلم سه بیلبورد در میزوری بدون شک بهترین فیلم سال است و یکی از بهترین ساخته های مک دانا .. مک دانا با این فیلم ره صد ساله را رفت .. از نظر من البته .. منتظر اثار متفاوت و جذابتری از این کارگردان در آینده باید باشیم ...

جدول ارزشگذارى

فرخ فرمان سعید مرادی نازنین اختری سروش ممدوحی ستاره نهایی نمره نهایی (از 10)
8.3



© 2018 by CinemaCenter. All rights reserved



تصاویر کوچک فایل پیوست
برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Three-Billboard.jpg
مشاهده: اطلاعاتی وارد نشده
حجم:  213.4 کیلو بایت  
نویسنده : کاوه محمدزادگان بازدید : 11 تاريخ : دوشنبه 28 اسفند 1396 ساعت: 23:56
برچسب‌ها :